آرشیو دسته بندی

خاطره

رزقی که برایم رقم زد…

زهرا رضائیان: قبل از سفر اما، سری به وبم زدم و با کامنت دوست عزیزی مواجه شدم که برام نوشته بود "سلام زائر امام رضا. ما را هم از دعا فراموش نکن. ضمنا یادت باشد پنجره فولاد برات کربلا می دهد. برای ما هم بطلب".
بیشتر بخوانید...

جایزه

شکوفه توتونچی: واقعا فکر می‌کرد بهشت ِ و البته وارد ِ بهشت ِ رضا (ع) شده بود! بعد از دو دهه رفتن به حرم، بهتی سراپاشو گرفته بود مبهم!
بیشتر بخوانید...

جوابم بده

ام کلثوم باقری: چند روزی در حرم متوسل شدم و با دعا و اصرار از امام رضا(ع ) خواستم که یا حاجتم را بدهد و یا اگر نمی دهد دلیلش را بگوید!
بیشتر بخوانید...

آرامش دل

ام کلثوم باقری: دلم می خواست راهی پیدا بکنم و دوباره لبخند را به مادرم و ارامش را به چهره اش هدیه کنم.
بیشتر بخوانید...

دعای مقبول

ام کلثوم باقری: دلمان می خواست هر طور شده بتوانیم طوری برویم که پدر را هم با خودمان ببریم اما باید برادرم و حتی پدر را راضی می‌کردیم که راضی کردن آنها خودش از کل سفر سخت تر بود!
بیشتر بخوانید...

زیباترین گل

ام کلثوم باقری: یکی از خدام که برای تمیز کردن ضریح آمده بود از گل هایی که روی حرم بود سه شاخه را به سمت ما سه نفر پرتاب کرد.
بیشتر بخوانید...

معین الضعفا

ام کلثوم باقری: به محض رسیدن به مشهد از ماشین پیاده شد و رو به سمتت حرم، میان گریه هایش گفت: السلام علیک یا معین الضعفا!
بیشتر بخوانید...