استراتژی‌های مقابله‌ای زنان

این پژوهش با اتخاذ رویكردی كیفی به دنبال بررسی سازوكار فرهنگ جنسیتی حاكم بر جامعه و چگونگی اثرگذاری آن بر تعاملات اجتماعی زنان مطلقه و نحوه درك و مواجهه آنان در قبال این پدیده است.

به گزارش«باب الجواد» و به نقل از سایت مهرخانه،  روند جهانی طلاق در نیم قرن اخیر، محققان بسیاری از رشته‌ها را به مطالعه زندگی پس از طلاق و پیامدهای حاصل از طلاق ترغیب گردانیده است. همسو با این روند جهانی، در ایران نیز شاهد رشد نرخ طلاق هستیم؛ ازاین‌رو، با توجه به رشد فزآینده طلاق و تغییرات فردی، خانوادگی و اجتماعی ناشی از آن، هر ساله افراد بیشتری درگیر مواجهه با تغییرات و پیامدهای حاصل از طلاق خواهند بود. این در حالیست كه نتایج بسیاری از پژوهش‌ها حاكی از آن است كه طلاق، پیامدهای منفی كوتاه‌مدت یا بلندمدتی را برای زندگی عموم مردان و زنان مطلقه، فرزندان آنان و كل جامعه ایجاد می‌كند. بنابراین لزوم توجه عمیق‌تر نسبت به سازوكار و نحوه اثرگذاری پیامدهای طلاق بر سوژه‌ها و چگونگی مواجهه آن‌ها با این پیامدها، بیش از پیش ضرورت می‌یابد؛ چرا كه تنها با فهم عمیق این مكانیسم‌ها و استراتژی‌های كنش افراد است كه می‌توان در جهت انجام مداخلات اجتماعی و افزایش سازگاری سوژه‌های مطلقه با زندگی پس از طلاق گام برداشت.

این پژوهش با اتخاذ رویكردی كیفی به دنبال بررسی سازوكار فرهنگ جنسیتی حاكم بر جامعه و چگونگی اثرگذاری آن بر تعاملات اجتماعی زنان مطلقه و نحوه درك و مواجهه آنان در قبال این پدیده است.

روش پژوهش
با توجه به سؤالات مورد نظر در این پژوهش روش «نظریه مبنایی» یا «نظریه زمینه‌ای» را از میان روش‌های كیفی به عنوان روش گردآوری و تحلیل داده‌ها به كار بستیم.

توصیف ویژگی‌های نمونه
در این پژوهش با ۱۸ نفر از زنان مطلقه مصاحبه کردیم. همچنین تعداد برابری از افراد از نظر وضعیت فرزند در حجم نمونه گنجانیده شده است. در سایر متغیرهای زمینه‌ای و جمعیت‌شناختی نیز تلاش کردیم تا حد امكان نمونه‌های متكثری انتخاب شود.

یافته‌های تحلیلی
كدگذاری یافته‌های این پژوهش نشان می‌دهد كه زنان مطلقه با بحران و فشاری مضاعف پس از طلاق دست به گریبانند؛ به‌طوری‌كه بخشی از این شرایط ناشی از بازخوردهای منفی طلاق در جامعه است و بخش دیگر این فشارها، ناشی از فرهنگ جنسیتی حاكم بر جامعه است.

یافته‌های تحقیق نشان می‌دهد كه عموم كنشگران تجاربی از بازخوردهای منفی طلاق از سوی گفتمان مسلط بر جامعه نسبت به وضعیت جدیدشان را گزارش كرده‌اند. این بازخوردهای منفی نسبت به طلاق و افراد مطلقه، یكی از دشواری‌های عموم زنان در مواجهه با زندگی پس از طلاق است. ارزش‌گذاری نسبت به ازدواج و تأهل و متعاقب آن، بازخوردهای منفی نسبت به طلاق و مطلقه‌بودن، هم در سطح خرد و در قالب روابط میان‌فردی و هم در سطح كلان در قالب باورهای رایج فرهنگی یا بازنمایی رسانه‌ای، بر كنشگران اعمال می‌شود.

یافته‌های این پژوهش حاكی از آن است كه برخی متغیرهای زمینه‌ای دیگر مانند سن كنشگران، وضعیت طبقاتی و برخورداری آنان از انواع سرمایه‌ها، وضعیت فرزند و نیز عادت‌واره‌های سنتی یا مدرن آن‌ها، نقش مداخله‌گری در نحوه تعاملات اجتماعی و استراتژ‌ی‌های زنان برای مقابله با فرهنگ جنسیتی موجود در جامعه خواهد داشت.

كدگذاری یافته‌های تحقیق، تم‌ها و اثرات چندی را از جانب فرهنگ جنسیتی بر زندگی زنان برمی‌شمارد. مواردی كه تعاملات اجتماعی زنان مطلقه را با چالش‌های فراوانی روبه‌رو می‌كند، این موارد با ذكر مثال‌هایی در ادامه عنوان می‌شود.

مقصرانگاری زنان در امر طلاق
زنان مطلقه از گزند طعنه‌های دوستان، اطرافیان و آشنایان در امان نیستند. فرهنگ حاكم بر جامعه با مقصرانگاری بیشتر زنان در امر طلاق، زمینه انزوا و طرد اجتماعی آنان را فراهم می‌کند. بدین ترتیب فرهنگ جنسیتی، بیش از ذهنیات و احساسات منفی فردی، تعاملات اجتماعی زنان را دچار چالش می‌کند. این مسئله خصوصاً در اجتماعات و خانواده‌هایی كه از عادت‌واره‌های سنتی‌تری برخوردارند، بیشتر مشاهده می‌شود.

‌مهناز ۳۱ ساله در این‌باره می‌گوید:
«احساس سرشكستگی اجتماعی دارم… ببین الان جامعه‌مون ‌طوری هست كه به یه زن مطلقه طوری نگاه می‌كنه كه انگار طلاق همش تقصیر اون بوده، بهت می‌گن تو زنِ زندگی نبودی، تو نساختی، خُب می‌ساختی، خاله، عمو همه می‌گن ببین دخترای من با وجود این‌كه مادر شوهرشون بد بودن موندن و ساختن؛ خاله، عمو، همسایه همه تو رو مقصر می‌دونن؛ عدم‌پذیرش و سرشكستگی اجتماعی باعث شده من الان فقط می‌رم سر كار و میام، هیچ دوستی ندارم، همكارام اغلب نمی‌دونن من مطلقه‌ا‌م، شاید اونا هم اگه بدونن دیگه با من دوست نباشن».

زنان مطلقه به مثابه ابژه‌های جنسی
یكی دیگر از فشارهای مضاعفی كه زنان مطلقه به دلیل جنسیت خود متحمل می‌شوند، نگاه ابزاری و شیء‌واره‌ای است كه بر آن‌ها اعمال می‌شود. خشونت نمادین در حوزه جنسیتی به طبقه مسلط این امكان را می‌دهد كه با تعریف واقعیت به دلخواه خود، زنان مطلقه را ابژه جنسی خود گرداند.

مهتاب، ۳۴ ساله، تجارب تأمل‌برانگیز خود را از نگاه ابزاری جامعه، این‌گونه شرح می‌دهد:
«جوون كه باشی، بر و روام داشته باشی، بچه‌ام نداشته باشی، خطرت هزار برابره؛ من خانوادم محكمه، خودمم دختره محكمی‌ام، ولی دوستت می‌ذارتت كنار، چون می‌ترسه شوهرش بیاد سمتت، همكار مردت میاد كه صیغه‌ا‌ت كنه، پیرمرده ۶۰ ساله، جوونه ۲۰ ساله همه میان برای رابطه با تو؛ می‌گن آزاده یا مجبوره از گرسنگی… رییسِ شوهر سابقم یه پیرمرد ۶۲ ساله بود كه می‌خواست من رو صیغه كنه، چون می‌دونست من دنبال كار می‌گردم برای هزینه‌های زندگیم… وكیلی كه گرفتم می‌خواست من رو صیغه كنه، حتی از فامیلای خودمون- پسردایی پدر خودم- می‌خواستن من رو صیغه كنن… هركدوم از این پیشنهادات انگار ستون من رو خرد می‌كرد، واسه همین من از فامیل بریدم، از دوستام بریدم؛ از آدما بریدم…».

زنان مطلقه به مثابه تهدیدی برای روابط سایرین
یافته‌های این پژوهش نشان می‌دهد كه اكثر پاسخ‌گویان، تجربه‌ از دست دادن دوستان متأهل خود و یا كاهش عامدانه ارتباطات‌شان را در طول دوره پس از طلاق گزارش كرده اند. این نگاه كه سوژه‌های مطلقه را به مثابه تهدیدی برای روابط سایرین در نظر می‌گیرد، منجر به طرد مضاعف كنشگران می‌شود.

یلدا، ۲۹ ساله در این‌باره می‌گوید:
«یكی از دوستای متأهلم رو كه خیلی با هم صمیمی‌بودیم از دست دادم، چون فكر می‌كرد می‌خوام صاحب شوهرش بشم».

شیما، ۴۰ ساله نیز می‌گوید:
«وقتی یه جایی می‌رم مهمونی مثلاً خونه دوستام كه شوهراشونم هستند، تو همون برخورد اول احساس می‌كنم چون من مجردم و اونا شوهر دارن؛ می‌ترسن كه من روبه‌رو بشم با شوهرهاشون یا احساس خطر می‌كنن. اینا باعث شد كه روابطمو كم كنم باهاشون. الان نه می‌تونم بگم با دوستای مجردم خیلی صمیمی‌ام نه با متأهل‌ها… به این خاطر مجبورم بیشتر با كسایی كه خیلی مسن‌تر از من‌اند رفت و آمد كنم، كسایی كه عروس و داماد دارن و دیگه فكر نمی‌كنن من براشون خطر دارم».

دو عامل فقدان همسر در میان افراد مطلقه و نیز احتمال تأثیرپذیری افراد متأهل از سوژه‌های مطلقه، می‌تواند عوامل اصلی تحریك‌كننده این نوع نگاه در جامعه باشد. در حقیقت زوجین متأهل از بیم آن‌كه همسران خود در مجاورت با زنان مطلقه به آن‌ها گرایش پیدا کنند، و یا مجالست با آنان منجر به تأثیرپذیری و الگوگیری افراد متأهل از آنان شود، سعی در كاهش عامدانه ارتباطات خود با آن‌ها را دارند. این درحالی است كه بازنمایی چنین تصویری از زنان مطلقه در جامعه، منجر به این می‌شود كه كنشگران، برای تخفیف چنین نگاهی، از ورود به اجتماعات متأهلی اجتناب ورزند و به امكان بازتولید چنین وضعیتی دامن زنند.

از سویی، تصویرسازی منفی از سوژه‌های مطلقه منحصر به اجتماعات متأهلی نیست؛ چراكه برخی از زنان، تجربه چنین بازنمایی‌های ناگواری را حتی در ارتباطات میان‌فردی خود با سوژه‌های مجرد نیز گزارش می‌كنند.

نسترن، ۳۲ ساله در این ارتباط می‌گوید:
«عملاً آدم‌ها وقتی دخترای مجرد و ساده یعنی اونایی كه اهل هیچ برنامه‌ای نیستن رو با من می‌بینن، ازشون می‌پرسن چطور خانوادت اجازه می‌ده با یه زن مطلقه رابطه برقرار كنی؟… انگار من ایدز دارم».

محدودیت در اشتغال
یافته‌های تحقیق نشان می‌دهد كه بسیاری از زنان، تجربه ازدست‌دادن شغل خود را به دلیل چنین نگاه‌ها و درخواست‌هایی از سوی مردان گزارش كرده‌اند.

نسترن، ۳۲ ساله كه تجارب متعددی در ازدست‌دادن شغل‌اش دارد، این‌گونه می‌گوید:
«آخرین بار یه كار پاره‌وقت گرفتم تو یه شركتی كه تازه می‌گفتن رییسش یه مهندسیه كه آدم نجیبیه. همین آدم سه روز نگذشته بهم پیشنهاد داد بیا بریم باغمون! تازه من نه شوخی كرده بودم باهاش، نه هیچی. بدون آرایش می‌رفتم اونجا با مانتوی كلفَتی… همیشه آخره قصه، ما زنِ خرابیم، چون طلاق گرفتیم، اگه آدم حسابی بودیم می‌نشستیم سر خونه زندگیمون… اما نمی‌فهمن كه اگه اون زندگی خوب بود كه بعد ۹ سال جدا نمی‌شدیم».

محدودیت در مكان‌یابی جدید
یكی از مشكلات جدی زنان پس از طلاق، یافتن سرپناه و مكان‌یابی جدید آنان است. این در حالی است كه فرهنگ جنسیتی حاكم بر جامعه، با برچسب‌های متعددی كه بر زنان مطلقه وارد می‌کند، مانع یافتن مسكن مستقل برای آنان می‌شود.

سمانه، ۲۸ ساله در این‌باره می‌گوید:
«من به‌خاطر تنگی جا یكی دو بار خواستم برم یه خونه اجاره كنم؛ تا می‌رم بنگاه طرف می‌گه خانوم آقاتون بیاد باید قول‌نامه به اسم اون باشه؛ حتی نمی‌تونی بری یه خونه راحت واسه خودت بگیری. جاهای دیگه هم چون شناسنامه رو می‌گیرن و قول‌نامه می‌كنن، مهر طلاق و بچه رو تو شناسنامه‌ من می‌بینن. می‌دونی اون‌موقع دیگه نگاه‌ها فرق داره…».

مهناز، ۳۱ نیز می‌گوید:
«زندگی با خانواده كمی ‌سخته…احساس می‌كنم استقلال ندارم. یه وقتایی دوست دارم تنها باشم، هیچ‌كس رو نبینم، اما نمی‌شه، مهمون میاد مجبورم ببینمشون؛ چون تو خونه پدرم هستم… خیلی دوست دارم الان مستقل بشم، اما خانواده بهم اجازه نمی‌ده. می‌گه چون مجردی نمی‌شه…. نگاه بدی بهت ایجاد می‌شه».

دخالت و كنترل مضاعف از سوی خانواده
یكی دیگر از مشكلاتی كه ناشی از فرهنگ جنسیتی و سلطه مردانه در جامعه است، دخالت‌های خانواده و سایر خویشاوندان و یا كنترل مضاعف آنان بر زنان مطلقه است. این اعمال نظر زمانی تشدید می‌گردد كه فرهنگ جنسیتی موجود در جامعه تصویرسازی منفی‌ای از وضعیت زنان مطلقه ارایه دهد و خانواده‌ها را به شیوه‌ای پنهان تحت‌تأثیر هژمونی خود قرار داده و منجر به كنترل مضاعف آنان بر زندگی زنان مطلقه شود.

هما، ۳۶ ساله در این‌باره می‌گوید:
‌»من دوره‌ مجردیم خیلی آزادتر بودم تا الان. خانواده‌ام خیلی من‌و بابت رفت و آمدهام تحت فشار قرار می‌دن، همش می‌گن زود برو شوهر كن».

شیوا، ۲۷ ساله نیز می‌گوید:
«زندگی كردنِ یه دختر طلاق‌گرفته با خانواده‌اش خیلی مشكله؛ چون ناخودآگاه بهش گیر داده می‌شه، یا وجودش ناراحت‌كننده است، غم‌ها رو به یاد همه میاره؛ یا از روی اون ناراحتی‌ها بهش گیر می‌دن یا از سر نگرانی و چیزهای دیگه. تو فامیل گاهی خجالت می‌كشی…در ظاهر ممكنه تأییدت كنن، اما در باطن پشت سرت حرف می‌زنن یا مدام می‌خوان تو زندگی شخصیم دخالت كنن».

شرایط زمینه‌ای مداخله‌گر در تعاملات اجتماعی زنان
همان‌گونه كه پیش از این عنوان شد، متغیرهای زمینه‌ای دیگری چون سن، وضعیت فرزند، وضعیت طبقاتی و دسترسی به انواع سرمایه‌ها و نوع عادت‌واره‌های سوژه‌های مطلقه می‌تواند نقش مهمی ‌در چگونگی تعاملات اجتماعی آنان ایفا کند. در ادامه به شرح نحوه اثرگذاری این عوامل می‌پردازیم.

سن زنان و نقش آن در فشارهای اجتماعی
این‌كه سوژه‌های مطلقه در چه رده سنی قرار دارند، در نحوه تأثیرپذیری آنان از فرهنگ جنسیتی حاكم بر جامعه مؤثر است. یافته‌ها نشان می‌دهد كه زنان جوان عموماً از بیشترین فشارهای اجتماعی پس از طلاق برخوردارند. بیشترین نگاه شیءواره، به زنان جوان‌تر اعمال شده و بیشترین كنترل از سوی خانواده نیز بر آن‌ها اعمال می‌گردد.

سعیده، ۴۴ ساله می‌گوید:
«اون‌موقع كه جوون‌تر بودم، خیلی برام سخت‌تر بود. پیشنهادات ناجور بیشتری بهم می‌دادن، نگاه منفی بیشتری بهم داشتند. هر چی جوون‌تر باشی، طلاق از این لحاظ برات سخت‌تره و دیگران دید بدتری بهت دارن».

حضور فرزند و نقش آن در فشارهای اجتماعی
این‌كه زنان مطلقه به هنگام طلاق دارای فرزند بوده‌اند یا خیر، نقش مهمی ‌در بازخوردها و نحوه تعاملات آنان پس از طلاق دارد. مادرانی كه به خواست خود حضانت فرزندان‌شان را به همسر سابق واگذار می‌كنند، با مضاعف و فشار اجتماعی بیشتری مواجه می‌شوند. این در حالی است كه تمامی ‌زنان فرزنددار در مجموع به هنگام طلاق با بازخوردهای منفی مضاعفی روبه‌رو می‌گردند.

مرضیه، ۴۲ ساله می‌گوید:
«خیلی نیش و كنایه شنیدم از مردم…. از این‌كه چرا به آینده‌ بچه‌ات فكر نكردی، یا این‌كه تصمیمت خودخواهانه بوده و…».

شیما، ۴۰ ساله می‌گوید:
«اون اوایل هی خودم رو محكوم می‌كردم كه چرا بچه‌دار شدم یا چرا بچه‌ام باید محروم از محبت پدری باشه؟ همش احساس گناه می‌كردم، احساس می‌كردم با این طلاق یه ننگی رو آوردم برای این بچه… همش خودم رو سرزنش می‌كردم».

وضعیت طبقاتی و دسترسی به انواع سرمایه‌ها
یافته‌ها نشان می‌دهد كه هرچه زنان از وضعیت طبقاتی بالاتری برخوردار باشند، از توانایی بیشتری برای مدیریت فشارهای اجتماعی برخوردارند. ازاین‌رو زنانی که از سرمایه‌های اقتصادی بیشتر و یا از تحصیلات و سرمایه‌های فرهنگی بالاتری برخوردارند، با سهولت بیشتری می‌توانند در برابر فشارهای فرهنگ جنسیتی مقاومت کنند؛ لذا سوژه‌هایی كه در مجموع از سرمایه نمادین بالاتری برخوردار باشند، كمتر تحت‌تأثیر فشارهای اجتماعی قرار خواهند گرفت.

سرمایه نمادین، به هرگونه دارایی اطلاق می‌شود (به هر نوع سرمایه اعم از طبیعی، اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی)؛ هنگامی‌كه این دارایی به وسیله آن دسته از اعضای اجتماع درك شود كه مقولات فاهمه آنان چنان است كه آنان را قادر می‌سازد كه این دارایی را بشناسند (یعنی آن را ببینند) و به رسمیت بشناسند (یعنی برای آن ارزش قایل شوند).

عادت‌واره‌های سنتی و مدرن
یافته‌های تحقیق حاكی از آن است كه زنانی كه در ساختارهای سنتی‌تر قرار دارند و یا تفكری سنتی نسبت به زندگی اجتماعی و علی‌الخصوص نقش‌های جنسیتی در خانواده و جامعه دارند، دشواری‌های بیشتری را در تعاملات اجتماعی نسبت به سایر زنان تجربه می‌كنند. چنین افرادی، ارزش بیشتری برای ازدواج و زندگی خانوادگی قایل‌اند و وابستگی هویتی بیشتری به همسر و نقش‌های همسری یا مادری دارند؛ ازاین‌رو، جهت‌گیری منفعلانه‌تری در قبال طلاق، و هم‌سویی بیشتری با فرهنگ جنسیتی خواهند داشت.

همچنین فشارهای بیشتری كه از سوی «دیگران مهم» بر آنان تحمیل می‌شود، آنان را آسیب‌پذیرتر از زنانی می‌گرداند که از عادت‌واره‌های به اصطلاح مدرنی برخوردارند.

استراتژی‌های زنان در قبال فرهنگ جنسیتی
عموم زنان برای مقابله و مدیریت فشارهای ناشی از فرهنگ جنسیتی و بازخوردهای منفی طلاق در جامعه، از استراتژی‌های گوناگونی استفاده می‌کنند. برخی از این استراتژی‌ها به شرح زیر است:

پنهان‌سازی طلاق
نگاه ابزاری به زنان منجر به آن می‌شود كه اكثر آنان، در جستجوی راهی برآیند تا مطلقه‌بودن خود را از دیگران پنهان کنند.

یلدا، ۲۹ ساله می‌گوید:
«تو محیط كارم پنهان كردم طلاقم رو؛ چون ممكنه خیلی از مردها چشم داشته ‌باشن بهم. حتی به همسایه‌ها هم تا امسال نگفته بودیم».

ناهید، ۳۵ ساله نیز می‌گوید:
«چند بار كارمو از دست دادم به خاطر مطلقه‌بودنم، واسه همین به یكی پول دادم تا بره برام یه شناسنامه بگیره كه سر كار اون رو نشون بدم».

تلاش برای ارتقاء اجتماعی در سایر حوزه‌ها
یكی از دیگر استراتژی‌هایی كه زنان برای مدیریت و تخفیف فشارهای اجتماعی به كار می‌بندند، تلاش برای ارتقاء در سایر حوزه‌های اجتماعی است. موفقیت‌های آموزشی، تحصیلی، اقتصادی و اجتماعی از آن جمله است.

مرجان، ۲۹ ساله می‌گوید:
«بعد از طلاقم، گواهینامم رو گرفتم، لیسانسم رو گرفتم، فوق‌لیسانسمو دارم می‌گیرم. توی فامیل همه می‌گن دمت گرم تو این شرایط این‌طور پیشرفت كردی».

گزینش شبكه‌های ارتباطی هم‌گرا و دوری از شبكه‌های ناهم‌گرا
یكی دیگر از استراتژی‌های زنان برای كاهش فشارهای اجتماعی و تقویت تعاملات اجتماعی‌شان پس از طلاق، تلاش برای گزینش شبكه‌های تعاملی همسو و دوری از شبكه‌های تعاملی ناهم‌گرا است.

مهشید، ۳۵ ساله در این رابطه می‌گوید:
«با هر كدوم از دوستام كه حس می‌كردم به خاطر طلاقم یه جور دیگه منو نگاه می‌كنن، رابطمو قطع كردم…. هر كی تو حرفاش سرزنش و طعنه بود، رابطمو باهاش كم می‌كردم. كم‌كم دیدم آدمایی رو برای خودم نگه داشتم كه فقط بهم انرژی مثبت میدن و از بودن در كنارشون لذت می‌برم؛ الان با هركس كه احساس راحتی نكنم كات می‌كنم رابطمو».

ازدواج مجدد
یكی از استراتژی‌های مهمی‌ كه افراد برای مدیریت فشارهای اجتماعی به كار می‌گیرند، ازدواج مجدد است. با ازدواج مجدد افراد در پی ارزش‌گذاری مجدد از سوی گفتمان مسلط بر جامعه و رفع نگاه‌های منفی نسبت به وضعیت سابق خود (مطلقه‌بودن) هستند.

پیامدهای فرهنگ جنسیتی بر تعاملات اجتماعی زنان
یكی از عمده پیامدهای منفی فرهنگ جنسیتی بر حیات ارتباطی زنان مطلقه، تضعیف شبكه‌های تعاملی و انزوای اجتماعی حاصل از داغ ننگ است. این مسئله منجر به كاهش سرمایه‌های اجتماعی زنان نیز می‌شود. سوژه‌هایی كه در مقابل بازخوردهای منفی طلاق در جامعه، به شیو‌های منفعلانه واكنش نشان داده و از شبكه‌های ارتباطی خود فاصله می‌گیرند، عموماً با چنین پیامدی دست به گریبان خواهند شد.

سمیه، ۳۰ ساله كه به دلیل بازخورد منفی طلاق در جامعه، با كاهش سرمایه‌های اجتماعی خود مواجه است، این‌گونه می‌گوید:
«روابط اجتماعیم صد در صد كم‌تر شده نسبت به قبل. دوستای دانشگاه و دوستای سابقم رو اصلاً نمی‌خوام ببینم؛ چون آگاه می‌شن از طلاقم. یه گروه عظیمی ‌از دوستان سابقم هم هستن كه باهاشون قطع رابطه كردم و یه گروهی از فامیل رو هم باهاشون ارتباطم رو كم كردم. دوستام بیشتر در جریان نیستن و اگه بدونن نظرشون منفی خواهد بود نسبت به طلاق».

یكی دیگر از پیامدهای منفی فرهنگ جنسیتی كه عموماً ناشی از نگاه ابزاری به زنان مطلقه است، احساس عدم امنیت اجتماعی در میان این افراد است.

فاطمه، ۴۷ ساله در این‌باره می‌گوید:
«جامعه‌مون خیلی خرابه… جامعه دید بدی نسبت به زن مطلقه داره. واسه همین بیشتر مواقع می‌گم همسرم فوت كرده… وقتی زن مطلقه می‌شه، مزاحمت براش زیاد می‌شه. یه مزاحم داشتم كه ۲ سالی بود اذیتم می‌كرد. تا جایی كه كلی تهمت بهم زد و من مجبور شدم ازش شكایت كنم».

از دیگر پیامدهای ناشی از فرهنگ جنسیتی و بازخوردهای منفی طلاق در جامعه، احساس محرومیت نسبی در سوژه‌های مطلقه است. ارزشمندبودن ازدواج از منظر جامعه در كنار فشارهای اجتماعی، احساس ناامنی و طرد و خط‌كشی‌های برجسته میان هویت مورد پذیرش (تأهل) و هویت مطرود (مطلقه)، به همراه اختلالاتی كه در مدیریت نیازهای كنشگران پس از طلاق ایجاد می‌شود، همگی می‌تواند منجر به افزایش روزافزون تمایل كنشگران به خروج از این موقعیت و ورود به وضعیت تأهل و ازدواج مجدد شود. این تمایل در صورت عدم امكان برآورده‌شدن، منجر به شكل‌گیری احساس محرومیت نسبی عمیقی در كنشگران می‌شود.

هستی، ۲۸ ساله می‌گوید:
«الان نیاز به یه تكیه‌گاه دارم و دوست دارم ازدواج كنم، اما موردی كه شرایط من و پسرم رو بپذیره پیدا نكردم تا به حال… همش دوروبری‌هام و هم‌سن‌و‌سالامو می‌بینم و با خودم می‌گم اینا به هرحال باز هنوز یه امید و انگیزه‌ای دارن یا ازدواج كردن و خوشبختن یا دخترن و هنوز امیدی دارن».

لازم به ذکر است پژوهش حاضر با عنوان کامل «نقش فرهنگ جنسیتی در تعاملات اجتماعی زنان پس از طلاق» توسط مریم ایثاری و دکتر سهیلا صادقی‌فسایی انجام و سال ۱۳۹۳ در فصل‌نامه علمی- پژوهشی مطالعات فرهنگی و ارتباطات منتشر شده است.

انتهای پیام/.