تاریخ تلخ و شیرین شیعه

امام می گوید و روشن می کند باقی با اختیار امت است که کدام جبهه را بر گزینند. ذلت را و یا عزت را.

به گزارش «باب الجواد» و به نقل از مجله الکترونیکی «باب الکریمه» سحاب رامادان: تاریخ شیعیان سراسر مبارزات سخت و نفس گیر است. سرشار از حقایق تلخ و شیرینی که در صورت توجه و عبرت پذیری گره گشاست. گاهی به جنگ گاهی به صلح گاهی در آرامی و گاهی ناآرامی. اما واقعیت این است که آنچه بوده است متناسب با همیت و توجه مردم زمانه خوشان بوده است. از عزت و ذلت، از فقر و برخورداری، از آگاهی و ناآگاهی، از زیر دست بودن و بزرگی کردن.

ماه مبارک رمضان است و درهای رحمت خداوند برای اهلش گشوده است اما لبخندی بر رخسار مومنین نیست. ماه شهادت امیر مومنان است. مولای شیعیان و محبان آل الله. امام حقیقت جویان و حق پرستان. فهم این امام است که جامعه را به فهم ماه خدا و خداوند رهنمون می کند. فهم انذارها و تبشیرهای امامی که در ذکر و دعا، در نامه ها و خطابه هایش در اندیشه یاری رساندن و آگاهی بخشی امت بوده است.

گاه به دعا و مناجات و گاه به فریاد و خطابه های آتشین غبارهای پیش روی امت اسلام را کنار زده است و زمینه انحرافات عمیق تر را در بدنه جامعه اسلامی به چالش کشیده است.

امام می گوید و روشن می کند باقی با اختیار امت است که کدام جبهه را بر گزینند. ذلت را و یا عزت را.

چه مبارزات و جنگهای پی دری پی امیر مومنان را با ناکثین و قاسطین و مارقین و چه صلح مظلومانه امام حسن مجتبی را.

آنچه پیش خواهد آمد نتیجه انتخابها و گزینش های امت است.

۲۵ سال سکوت و صبر  امام امت و عقب  رفت جامعه اسلامی در نتیجه سکوت و سستی ملت پدید آمد و دوره کوتاه خلافت این مولای غریب خبر از انحراف در فکر و عمل امتی می داد که خود را برای راه و دین خدا صیقل نداده اند و پا به رکاب حق نیستند. رنجی که بر مولا در عدم همراهی ملت وارد شد کم از  شهادت در محراب نبود.

و بی شک در مظلومیت فرزندش امام حسن مجتبی در مبارزه با خط انحراف اموی بی توجهی امت و تفرقه گروههای خود امام پندار و مدعی رهبری بی تاثیر نبود. و چه  رنجها و مصائب مضاعفی بر امام وقت در مبارزه با منحرفین وارد  نیاوردند.

این تشتت و خود حق پنداری برخی خواص و علمای دین و عدم همراهی امت اسلام با منش و تفکر اصیل نبوی تا به امروز ادامه یافته و در مصیبت های داخلی و خارجی که در بین امت اسلام شیوع یافته خود را نشان می دهد.

اما چه باید گفت که خود کرده را تدبیر نیست.

اکنون که صدها سال ازین گونه رفتارها دیده و شنیده ایم و داغ و درفش بی تدبیری و عدم توجه به اسلام و قرآن حقیقی را چشیده ایم همچنان در بر همان پاشنه می چرخد. نه جامعه عالمان و اندیشمندان آن طور که لازم است برای آگاهی ملت جان می فشانند و نه دین ورزان تقید عملی به اصول اسلامی دارند تا مانع پراکندگی بیشتر و انحراف افزون تر گردد. و امت اسلام همچنان از بی تدبیری و عدم وحدت فکری و عملی در رنج و عذابی مداوم است.

قدس چون زخمی عمیق بر پیشانی اسلام نشسته و امت اسلام در چنبره دولتهایی است که فهم درستی از اسلام و وحدت مسلمین ندارند.

اکنون در این هنگامه رنج ها و سختی ها در ماه ایمان و معرفت شاید اگر به این بیندیشیم که چگونه عمر و روز و ماه خود را وقف آگاهی رسانی و وحدت امت اسلام کنیم بر ما واجب باشد.

مثل نماز و روزه ای که اگر به حقیقت حق گره نخورد یک عمل ظاهری بدون اثر است.

ایمان بیاوریم، حقیقت را فریاد کنیم. راههای برادری را بیابیم و برای وحدت و آگاهی امت اسلام از جان مایه بگذاریم.

قدس و دیگر برادران دینی ما چشم به یاری تک تک ما دارند. در این جغرافیای مقاومت اسلامی.

بر ما فرض است اگر مسلمانیم.

انتهای پیام/.

مطالب مرتبط