آخه تو رو چه به زیارت

ریحانه همدانی: دوباره ها می‌کند و این بار روی بخار شیشه فقط یک خط صاف می‌کشد.

به آسمان پرستاره خیره شده اما تمام حواسش به کلاس‌هایی است که در این چند روز از دست می‌دهد. پیشانی‌اش را به شیشه اتوبوس می‌چسباند و ها می‌کند. روی شیشه بخار می‌گیرد. با انگشت روی آن می‌نویسد: “آخه تو رو چه به زیار…”

جمله‌اش را تمام نکرده که اتوبوس با تکان شدیدی از جاده منحرف می‌شود. داخل اتوبوس همه خوابند، حتی راننده. ناخودآگاه جیغ می‌کشد و می‌گوید: “یا امام رضا!”

راننده از خواب می‌پرد و سریع فرمان را می‌چرخاند. همه بیدار شده‌اند و هاج و واج مانده‌اند که چه خبر است!؟

دوباره ها می‌کند و این بار روی بخار شیشه فقط یک خط صاف می‌کشد.

انتهای پیام/.

مطالب مرتبط