سروده‌ای تقدیمی به مدافعان حرم در سوریه و عراق: «کُن تو شفاعت که دمشقت رویم»

«منصور نظری» جدیدترین شعر خود را که به مناسبت شهادت حضرت زهرا(س) سروده شده است؛ به شهدای مدافع حرم در سوریه و عراق تقدیم کرده است.

 به گزارش «باب الجواد» و به نقل از خبرگزاری تسنیم، وقایع اخیر در سوریه و حمله تروریست‌های وهابی به ساحت مقدس حرم حضرت زینب(س) باعث شهادت بسیاری از شیعیان و دوستداران اهل بیت(ع) عصمت و طهارت شد. اما این کشتار به‌دست سلفی‌ها موجب کاهش انگیزه شیعیان برای حمایت از حرم خاندان اهل بیت(ع) نشده است و هر روز تعداد این مدافعانِ حرم بیشتر می‌شود. همین موضوع بهانه‌ای برای شاعران دغدغه‌مند انقلاب است تا اشعاری در این زمینه را در تاریخ ثبت کنند.

منصور نظری در این راستا در کنار دیگر شاعرانی که ابیات متعددی را به ساحت مقدس این شهدا تقدیم می‌کند، شعری به نام «زهرۀِ منظومۀِ آل عبا» را سروده و به مدافعین حرم آل الله در سوریه و عراق تقدیم کرده است:

در سفر کرب و بلا تا دمشق، فاطمه گفتن همه عشق است و عشق
چله‌نشین شب غم با علی، در صف مظلومیت او اوَلی

زهرۀِ منظومۀِ آل عبا، نور نگاه حسن مجتبی
مست شرابِ ازلی، فاطمه، همچو خدا لم‌یزلی، فاطمه

ناب‌ترین سورۀ قرآنِ نور، آیۀِ والعصر به صبحِ ظهور
قافله‌سالار ولایِ علی، جلوۀِ الله در او منجلی

فاطمه بر ختم رُسُل نورِ عین، مادر الله شهیدان، حسین
سلسله‌جنبانِ غمِ کربل، حور و ملک بر غم او مبتلا

سینه سپرساز بلایِ علی، جان و جهان کرده فدایِ علی
پرده گشایِ رخ مهدی به ناز، گم‌شده خورشید به شام حجاز

حِله گرِ پیکرۀِ آب‌ها، قبلۀِ گُم‌گشتۀ مهتاب‌ها
او که رخش قبلۀِ خورشید و ماه، دل ز خدا برده به دامِ نگاه

آمده است از دم او اشک و آه، حورِ اذان گوی علی در پگاه
سینه سپرکرده علی را  پناه، یک تنه در کوچه علی را سپاه

ساقیِ صهبایِ غزلگونِ عشق، غافله سالار بلا تا دمشق
نقطۀِ پرگارِ تمامیِ هست، در طلبش دل ز خدا رفته دست

بر اَرَنی رَبّ لبانِ علی، فاطمه یعنی که خدا منجلی
رنج و بلا و غم بی خاتمه، فاطمه یعنی که فقط فاطمه

آینه‌گردانِ رُخ لم‌یزل، شهدِ غمش کرده شهادت عسل
صاحب ِغمنامۀِ دیوار و در، مُبدعِ برگریۀِ شب تا سحر

همچو خدا فاطمه تنها و تک، ماه هلالیِ علی در فدک
قوم ملک حلقه‌به‌گوشان او، مست و خراب از می جوشان او

کوثر او چشمۀِ آب حیات، مرکز ثقل همۀِ کائنات
هود و خلیل، آدم و عیسی و نوح، با مدد فاطمه فتح الفتوح

عصمتیان خادمۀِ خانه‌اش، عرش نشینان همه پروانه‌اش
ای پدر و مادر و روحی فداک، ما همه‌ایم از غم عشقت هلاک

ای به نظر بسته خدا را گذر، از نظر ناب تو شد خاک زر
روح در این بادیه آمد سفر، تا که کند با غم عشق تو سر

نیست نشانت به جهان گرچه، آه، هست ولی سوی تو ای خوب راه
راه دمشق است به‌سوی تو باز، با تو و با حیدر و زینب نماز

جانِ علی غافله سالار عشق، قسمت ما کن تو شهادت دمشق
تا که مدافع حرمِ حق شویم، بر صف عشاق تو ملحق شویم

فاطمه، جانِ حسن مجتبی، جانِ علی، قبلۀِ آل عبا
زینب تو بی‌کَس و تنها و تک، خواسته از ما به دفاعش کمک

کُن تو شفاعت که دمشقت رویم، ما همگی کُشتۀِ عشقت شویم
فاطمه جان، عیدیِ عشاق ده، راحتیِ این دل پر داغ ده

عیدیِ ما را تو بده در دمشق، کُشته شدن در ره زینب به عشق

انتهای پیام/.

مطالب مرتبط