آرشیو برچسب

زیارت

آدم نمی شوم…

رها معیری: تا جمله تمام شود دلم می‌ریزد از رافت امام رئوف. گریه در گریه تکرار می‌شود در من...

چادر گلدار

ریحانه همدانی: از بین چادرهایی که آنجا بود، یکی را با اکراه برداشت. زمینه‌اش سورمه‌ای بود با گل‌های ریز آبی. چادر…

آرامش درون

عابد کیاحیرتی: این بار جای پاهایم شانه هایم می لرزیدند، جلوتر، خودم را به ضریح چسباندم، مشبک های ضریح را در دهانم…

سفر دو نفره

ریحانه همدانی: چشم‌هایم را باز کردم، نبودی. با صدای کودکانه صدایت کردم و گفتم: آخه تو دوباره کجا رفتی، وسط حرف‌های…

دعای مقبول

ام کلثوم باقری: دلمان می خواست هر طور شده بتوانیم طوری برویم که پدر را هم با خودمان ببریم اما باید برادرم و حتی پدر…

شفا

ناهید کارساز: امید علمدار ناامید می شود و کمر ارباب خم می شود و از خم شدن کمر ارباب خم می شوی. امان نمی دهد.